آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

عکسهای دخملی بهمن 94

نفس مامان حاضر شده تا به نمایشگاه سفال لیلا جون بره در ضمن به سرعت برق و باد چند تا عکس هم گرفت برا خاله حسنا جون بفرسته دختر محجبه خواب کوتاه در مسیر  در کنار سفره هفت سین نمایشگاه  در کارگاه سفالگری و حوض بسیار زیباش در کنار حوض قدیم در حیاط با صفای خانه سفال بازارچه مرزی ماکو نمایشگاه فروش بهاره نمایشگاه بین المللی غروب بسیار زیبا خواب به روش آيلا هنگام تماشای تلویزیون (پا رو پا بعد تناول خوراکی ها) ...
19 اسفند 1394

سفرنامه استرالیا4

اینجا شهر Gelenrowan  هست که در واقع آخرین شهری بود که راهزن معروف ( اسمش یادم رفته ) دراونجا بوده  رستوران کوچک محلی که صبحانه رو در اونجا خوردیم  این هم صبحانه ما انواع نون های خونگی و مربا و خامه و شیر کاکائو و ... این هم دخملی در رویای نمی دونم چی ؟   باغ وحش در شهر Mansfield قلمرو گوزنها آیلا و کانگورو خان . اولش آیلا کمی می ترسید و از دور نظاره گر بود ولی بعدا که خاله حسنا بهشون غذا داد دیگه حسابی باهاشو دوست شد این هم مدرک   حالا کانگورو خان ناز می کنند با تایرهای از کار افتاده یک اژدهای خوشگل برا بچه ها درست کرده بودند ...
2 ارديبهشت 1394

پارک آنا

یک روز که برای مراسم ختم به مسجد رفته بودیم بابایی کمی دیرتر از قرارمون بیرون اومده بود من و آیلا هم در این فاصله به پارک آنا که مخصوص بانوان هست رفتیم هرچند من اصلا از محیطش خوشم نمی آد ولی برای دقایقی تنوعی بود و در انجا حوض و فوارش برای آیلا دلپذیر بود ولی نمی دونم تو تمام عکسها بد خلق هست خیلی با عشق به فواره ها نگاه می کرد نمی دونم اعتراض برای چی بود ...
1 شهريور 1393

آیلا در نمایشگاه گل93

یک روز که بابایی به سفر رفته بود به همراه مامانی و عمه سارا جون به نمایشگاه گل رفتیم که به نظرمن خیلی جذاب و گیرا نبود و بیشتر در مورد زیباسازی شهری بود ولی از اول ورودمون آیلا دنبال جایی برا کشیدن نقاشی می گشت و بالاخره هم موفق شد. مجسمه های فلزی   اينها همه سازه های فلزی هستند خیلی با تعجب به این دوچرخه نگاه می کنه حتما نگران از بزرگی دوچرخه این هم ایستگاه نقاشی و جایزه ای که خانمی گرفته و خیلی خوشحال و خندان متاسفانه من رفته بودم گلهاییکه خریدم ، تحویل بگیرم و نتونستم عکس از نقاشی دخملی بگیرم چه با عشق هم جایزه اش رو بررسی می کنه آیلا در کن...
27 خرداد 1393

يک روز بهاری

زمانی که پری عمه جون تبریز اومده بودند ماماما ما رو مهمون کرد به رستوران یک غذای خانگی( ساحل) خیلی خوشمزه این هم دخملی در یک روز بهاری آماده شده بره به رستوران چه با ناز و ادا منتظر آماده شدن غذا مشغول سالاد خوری الحق هم سالاد بسیار زیبایی بود نه مثل اینکه خیلی مقبول افتاده معلومه بسیار لذت بخش بوده این هم از سالاد خیلی شیک و زیبا تزئین شده   از اونجایی که ایلا خیلی غذا خورده بود کمی سالاد و کمی آش داره می دو تا کمی کالری بسوزونه اونقدر بدو بدو کرد تا لپاش عین لبو سرخ شد ...
10 خرداد 1393

نوروز 93 موزه شهرداری

یکی از روزهای نوروز 93 با خانمی تصمیم گرفتیم باهم به نمایشگاه تخم مرغهای نوروزی بریم که تو عمارت شهرداری بود و اونجا موزه هم برپا بود و قسمتهای مختلفی داشت .اما برا آیلایی چندان جذاب نبود جلوی عمارت شهرداری       کنار یکی از فرشهای بسیار بزرگ موزه فرش کنسول و آینه کنده کاری شده از چوب گردو آیلا کنار تخم مرغهای زیبای نوروزی ولی حواسش جای دیگه این هم حوض خیلی خوشگل پشت عمارت شهرداری عاشق اون برگه های تبلیعاتی بود و چند  تایی از اونها رو نیمکت گذاشته بود و یک خانواده هم ندونسته اون...
24 ارديبهشت 1393

لاله پارک

یک روزیدر اسفند ماه 92 با خانمی به لاله پارک رفتیم تا خانمی تو محل بازی دلی از عزا در بیاره در فکر اینکه چطور موتور رو روشن کنه اوه چه فیگوری . بپا هواپیما رو در حال ناز کردن سیبیل آقا ببره .   فیش به دست منتظر غذا از بس گرسنه هست فکر کنم به فکر خوردن فیش افتاده دیگه داره کلافه می شه   فکور و منتظر   خوب بالاخره ناهار رسید در حال صرف ناهار برخلاف اکثر بچه ها این دخملی ما با فست فود چندان میانه خوبی نداره . نوش جونت   به به آب بعد از نهار می چسبه ...
22 اسفند 1392

سفر به اسکو کندوان

روز 22 بهمن به همراه مامانی به دهکده زیبای کندوان رفتیم البته برا آوردن آب چشمه . هوا کمی سرد بود و خیلی فرصت موندن و عکس انداختن نشد ولی باز تغییر آب و هوایی بود . موقع ورود به اسکو در میدان اول آیلایی مجسمه های وسط میدون رو دید و گفت عکس بگیریم و موقع برگشت بابایی خواسته خانمی رو برآورده کرد و با هم به وسط میدون رفتیم تا خانم خانما با مجسمه ها عکس بندازه چه شاد و خندان . زمستونه و منظره خیلی جالبی نداره داره دستهای آقا پسره رو بررسی می کنه کنار مجسمه خانمهایی که نون مشهور اسکو می پزن اوه داره تشویقشون هم می کنه این هم از خود کندوان که آیلا در حال برف بازی و مامان هم در حال خرید با...
5 اسفند 1392